گاز ایران به سمت اروپا

اقتصادی
Typography

اروپا برای سالیان سال است که تلاش می‌کند، وابستگی خود را به منابع انرژی سوریه و ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری دمدمی مزاجش کم کند. پس چرا هم‌اینک این قاره داوطلب شده است برای خط لوله گازی جدید تن به شیطنت‌های روسیه بدهد و خود را برای یک دهه دیگر اسیر کارشکنی‌های این کشور کند؟ به نوشته فارن پالیسی، روسیه در نظر دارد از طریق دریای بالتیک خط لوله گازی جدیدی احداث کند تا از طریق آلمان، آن را به خاک اروپا برساند. بنا به گفته شاهدان عینی، سرعت راه‌اندازی این خط لوله گازی از حالت معمول آن بیشتر است و کاملا در تقابل با سایر پروژه‌های مرده و یا نصفه و نیمه روسیه قرار دارد. چند شرکت عمده غربی از جمله «شل»، «ئی آن»، «بی‌ای‌اس‌اف» و «انجی» با شرکت دولتی «گازپروم» متحد شده‌اند تا ظرفیت خط لوله گازی دریای بالتیک را دو برابر کنند و امیدوارند که در اواخر سال 2019 نیز به بهره‌برداری کامل برسد. اگر این پروژه 10 میلیارد دلاری تکمیل شود، روسیه در نهایت توانسته است خود را از شر مشکلات اوکراین، که به‌عنوان کشور ترانزیت گازی مطرح شده است، خلاص کند. 

  این موضوع هر چند برای روسیه اتفاق بسیار خوبی خواهد بود، زیرا دوست ندارد اوکراین به‌عنوان یک کشور مداخله‌گر در صادرات گازش مطرح شود، اما استفاده روسیه از این تاکتیک، آسیب‌پذیری کی‌یف را افزایش می‌دهد. همچنین این موضوع می‌تواند سایر کشورها را از گاز روسیه دور کند، چرا که این کشورها گاز خود را از طریق خلط لوله گازی روسیه به اوکراین دریافت می‌کنند. شروع دوباره احداث خط لوله گازی دریای بالتیک دو نکته را آشکار می‌کند؛ باوجود گردش روسیه به سمت آسیا، اروپا همچنان برای شرکت گازپروم این کشور یک اولویت به حساب می‌آید. دوم، اینکه کشورهای اروپایی چند سالی است می‌گویند قصد دارند تا وابستگی گازی خود را به روسیه، به ویژه پس از بحران اوکراین کمتر کنند و به‌دنبال کشور جایگزین می‌گردند و این یک نکته را ثابت می‌کند و آن اینکه در این زمینه این شرکت‌ها هستند که تصمیم‌گیرنده هستند نه کشورها. 

 این در شرایطی است که در تمامی این سال‌ها کشورهای اروپایی به همراه آمریکا به‌دنبال یک تامین‌کننده انرژی دیگر بودند تا وابستگی کشورهای اروپایی به روسیه کاهش یابد. اما در واقع داستان به‌گونه دیگری در حال پیشروی است. 

«جان رابرتز»، کارشناس حوزه انرژی و یکی از اعضای غیرمقیم شورای آتلانتیک می‌گوید: با اینکه روسیه مدعی است به سمت شرق چرخش پیدا کرده و آسیا را جایگزین اروپا کرده است، اما اروپا هنوز در مرکز تفکر گازی روسیه قرار دارد. 

 حقیقت این است که شرکت‌های غربی به‌دنبال امضای یک قرارداد سریع گازی با روسیه هستند و این تنها بخشی از یک هدف تجاری برای اروپا به حساب می‌آید و نمی‌توان آن را در یک راهبرد کلان ارزیابی کرد. شرکت‌های غربی با این قرارداد در واقع تنها به‌دنبال منافع تجاری خود هستند و کاری به اهداف کلان کشورهای اروپایی برای مواجهه با روسیه ندارند چنانچه این موضوع به عرصه عمل برسد، باید گفت وابستگی کشورهای غربی به گاز روسیه بیش از پیش خواهد شد. 

 رابرتز در این‌باره اضافه می‌کند: «شما باید بین کمپانی‌ها و حکومت‌ها تفاوت قائل شوید.» به اعتقاد رابرتز، قرارداد شرکت‌های غربی با روسیه کاملا در جهت سودجویی این شرکت‌ها است، زیرا این قرارداد منافع تجاری فراوانی برای آنها به ارمغان می‌آورد. در ماه ژوئن اعلام شد که دو برابر کردن ظرفیت خط لوله گازی دریای بالتیک به امضای شرکت‌های غربی و گازپروم رسیده است. همین موضوع موجب شد برخی در شوک این خبر قرار بگیرند. این خط لوله گازی در سال، 55 میلیارد متر مکعب گاز به اروپا صادر می‌کند. این رکورد در سال 2011 به ثبت رسید. در سال 2012 و 2013، شرکت گازپروم بحث خود را برای دو برابر کردن مقدار فعلی گاز دریای بالتیک ادامه داد و گفت این خط لوله گازی می‌تواند کشورهای دوردست همچون بریتانیا را نیز تحت پوشش قرار دهد. 

 اما با بالا گرفتن تنش‌ها بین روسیه و کشورهای اروپایی به نظر می‌رسید این طرح متوقف شود و در ماه ژانویه نیز سخنگوی گازپروم در گفت‌وگو با شبکه خبری بلومبرگ مدعی شد که این شرکت هیچ طرحی برای افزایش صادرات گاز از طریق خط لوله گازی دریای بالتیک ندارد. اما در ماه ژوئن مشخص شد که این خط لوله گازی با سرعت هر چه تمام‌تر به سمت تکمیل شدن پیش می‌رود. در همین زمان بود که گازپروم به همراه متحدان غربی خود خبر از دو برابر کردن ظرفیت گازی این خط لوله دادند. با شکست روسیه برای گسترش خط لوله‌های گازی‌اش (دو پروژه در چین و یکی در ترکیه) بسیاری به سرانجام رسیدن این پروژه را هم غیرممکن می‌دانستند. علاوه بر اینکه اروپا در حال حاضر نیاز به افزایش واردات گاز ندارد و به همان مقدار گازی که از طریق اوکراین وارد این قاره می‌شود می‌تواند قناعت کند. در حال حاضر به نظر می‌رسد سرعت‌بخشی به این خط لوله‌ گازی در واقع تعبیر رویای پوتین باشد. بر این اساس در ماه سپتامبر اعلام می‌شود که شرکت‌های غربی با شرکت گازپروم برای افزایش خط لوله گازی دریای بالتیک توافق‌نامه‌ای امضا کرده‌اند و پروسه به سرعت در حال پیشروی است. 

 گاز ایران می‌تواند جایگزین شود 

  در حالی که روسیه در حال تکمیل خط لوله گازی خود در اروپا است، روزنامه وال‌استریت ژورنال می‌گوید کمیسیون اروپایی معتقد است در پی توافق اتمی میان تهران و 6 قدرت جهانی، ایران می‌تواند طی 15 سال آینده به یکی از منابع اصلی تامین گاز اتحادیه و کاهش وابستگی آن به گاز روسیه، تبدیل شود. یک مقام رسمی اروپایی و نماینده یکی از شرکت‌های انرژی اتحادیه اروپا به وال‌استریت ژورنال گفته‌اند: کمیسیون اروپایی اکنون بر این گمان است که این اتحادیه می‌تواند تا سال 2030 میلادی، سالانه بین 25 تا 35 میلیارد متر مکعب گاز از ایران وارد کند. این مقدار گاز وارداتی از ایران، این کشور را در سطح گازی که در حال حاضر از شمال آفریقا خریداری می‌شود، قرار می‌دهد. در عین حال واردات این مقدار گاز به اتحادیه اروپا، در برابر روسیه، استقلال بیشتری در تامین انرژی می‌دهد. در حال حاضر روسیه، سالانه، تا 130 میلیارد متر مکعب گاز به اعضای اتحادیه اروپا صادر می‌کند. اروپایی‌ها در پی توافق حاصل‌شده میان تهران و 6 قدرت جهانی بر سر برنامه اتمی تهران، در ماه ژوئیه در وین، قصد دارند به افزایش واردات گاز از ایران دست بزنند. دیوید کامرون، نخست‌وزیر بریتانیا، آنگلا مرکل، ‌صدراعظم آلمان و فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهوری فرانسه روز پنج‌شنبه گذشته در سرمقاله‌ای در روزنامه واشنگتن‌پست، ضمن حمایت از توافق اتمی، از کنگره آمریکا نیز خواستند از آن حمایت کند. هر سه کشور بریتانیا، آلمان و فرانسه، طرف مذاکرات با ایران بودند. روابط کشورهای اروپایی و روسیه، در پی تنش‌ها در شرق اوکراین، به‌طور قابل توجهی با تنش روبه‌رو شده است. روزنامه وال‌استریت ژورنال می‌گوید: میگوئل آریاس کانیه‌ته، مسوول ارشد امور اقلیمی در اتحادیه اروپا، در آغاز ماه جاری میلادی با نمایندگان غول‌های بزرگ انرژی اروپا، از جمله «شل»، «توتال» و «استات‌اویل» دیدار و در مورد ظرفیت‌های احتمالی ایران با آنها گفت‌وگو کرده است. آمارهای رسمی ایران که در گزارش‌های بین‌المللی تائید شده‌اند، می‌گویند این کشور 158 میلیارد بشکه نفت خام و 34 تریلیون متر مکعب ذخایر گازی دارد که خود این میزان گاز با بیش از 240 میلیارد بشکه نفت خام برابر است.