ادبیات مهاجرت

ادبیات و اندیشه
Typography

از دیرباز پدیده مهاجرت اهالی ادب و هنر به سرزمین های دیگر با بروز جریان ها و مكاتب ادبی جدیدی همراه بوده و باعث شده تا گونه های متفاوت پدید آید.این روند تغییر و تحول و شكل گیری مكاتب ادبی در اقصا نقاط جهان وجود داشته و مختص یك كشور و یا گروه خاصی نیست. در عین حال كه ابعاد شكل گیری آن در كشورها و مناطق گوناگون متفاوت بوده است و نمی توان تمام رویدادهای مختلف را در یك سرند ریخت و به آن یكسان نظر داشت.در این میان باید به این مساله توجه داشت كه نویسندگان مهاجر به دو گروه تقسیم می شوند. یكی گروهی از نویسندگان كه با میل و رغبت قبلی سرزمین مادری خود را ترك كرده اند و هیچ گونه عامل سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در این تصمیم گیری دخیل نبوده است. دیگر افرادی كه با اجبار مام وطن را ترك كرده اند كه غالباً مسایل سیاسی و اجتماعی در این تصمیم گیری دخیل بوده است. با این اوصاف مهاجرت را تصمیمی شخصی می پندارند، چرا كه نویسنده در هر شرایطی می تواند ماندگار شود و به مهاجرت تن ندهد.

در فلسفه مهاجرت و ترك دیار كردن مهم ترین مساله ای كه برای پدیدآورندگان كتاب و هنرمندان به وجود می آید ماجرای تفاوت فرهنگ و باورهای رایج است، چرا كه نویسنده در سرزمینی می زیسته كه هنجارها و باورهای خاصی در جریان بوده و حال او به سرزمینی پا گذاشته كه به گونه ای كاملاً متفاوت به مسایل نگاه می كنند. از این رو یك فرد مهاجر كه صاحب قلم است و می خواهد آرا و اندیشه خود را بعدها منعكس سازد در یك آوردگاه بس عظیم و چه بسا هول برانگیز قرار می گیرد. تفاوت فرهنگ و هنجارها آن چنان در نظر او بزرگ جلوه می كند كه شخص گاه توان تحمل شرایط موجود را ندارد و چه بسا فرد مذكور را به انزوا و یا خودكشی سوق دهد.از این رو نویسنده یا فرهیخته مهاجر برای تداوم زندگی می بایست تا آن جا كه می تواند خود را با شرایط جدید وفق دهد حتی به این قیمت تمام شود كه به بسیاری از باورها و اعتقادات خود پشت پا زند و از آن جایی كه نویسندگان نسبت به عوام صاحب اندیشه و فكر هستند به راحتی هر مساله ای را نمی توانند سپری كنند و یقیناً هر رویدادی در ذهن آن ها تاثیرگذار بوده و چه بسا باعث گردد تا فرد مذكور مدت های مدیدی با یك مساله درگیر باشد و رنج ببرد. در صورتی كه یك فرد عادی به دلیل سطحی نگری های خود شاید بهتر بتواند مسایل را سپری كند و كمتر به ابعاد قضیه فكر كند.از این رو می بینیم كه ادبیات مهاجرت ادبیات دلتنگی ها، گله گذاری ها و شرح عوالم درونی و غربت هاست. بروز دو جنگ جهانی اول و دوم به طور چشمگیری باعث پدید آمدن ادبیات مهاجرت در سطح بین الملل شد به گونه ای كه این ژانر خاص در اروپا همچنان تاثیرگذار بوده و توانسته سرنوشت ادبیات اروپا و امریكا را دگرگون كند. به روی كار آمدن ادبیات مدرن و در پی آن پُست مدرن تمامی نشات گرفته از ادبیات مهاجرت است.توجه به دنیای درون، شرح مكنونات ذهنی و فرو بردن داستان و شعر در یك سری حوادثی كه تنها در ذهن شخصیت ها حادث می شود تمامی به دلیل وقوع جنگ و در پی آن بروز ادبیات مهاجرت شكل گرفته است.جدای از مسایل مطروحه بسیاری سعی داشتند تا ادبیات مهاجرت را تعریف و تشریح و گونه بندی كنند. چنین كاری به راحتی امكان پذیر نیست چرا كه پیش از آن باید شرایط اجتماعی و فرهنگی دو كشور مورد بررسی قرار گیرد.یعنی در درجه اول باید شرایطی كه نویسنده و هنرمند در آن درگیر بوده و شرایط جدید بررسی و با هم قیاس شود و از آن جایی كه این فرایند در كشورهای گوناگون ممكن است شكل گیرد نمی توان به تعریفی دقیق و منطقی در این وادی برسیم و یك تعریف ثابت را برای تمامی مهاجران نویسنده و ادبیات حاصل از آن ارایه دهیم.

البته گونه بندی هایی در این خصوص در غرب شده است، با این حال نمی توان به عنوان یك معیار حساب شده و بدون شك و شبهه به آن نگاه كرد. آلمانی ها بر این اعتقاد هستند كه تا دوران ظهور گوته در آلمان تا حدودی می توان ادبیات مهاجرت در آن كشور را بررسی كرد اما بعد از آن با بروز مهاجرت های عظیم این كار امكان پذیر نیست.