عبور گله کوچک از موانع بلند

سینما
Typography

فیلم جدید و کارتونی و مفرح «شون گوسفنده» که از روی یک سریال تلویزیونی دیرپا اقتباس شده، وقایعی را پیش رو می‌گذارد که در یک مزرعه در شمال انگلیس با نام ماسی باتوم شکل می‌گیرد. این فیلم تا حد زیادی وامدار کاراکترهایی مانند سام گوسفنده و رالف گرگه است و در عین حال بر آثار هنری کمدینی قدیمی مانند باستر کیتون تکیه دارد. تاثیرپذیری فیلم از هر فاکتوری باشد، دیالوگ‌ها و  حرف‌ها و اظهارات کاراکترها به قدری اندک است که می‌توان «شون گوسفنده» را یک کار صامت و محصولی از آن دوران سینما تلقی کرد. اگر بنا بر قیاس و نگاه به شرایط فیلم‌های مشابه باشد، باید متذکر شد که «والاس و گرومیت» به ذهن آید. تفاوت در صراحت لهجه بیشتری است که در «شون گوسفنده» مشاهده می‌شود. طراحی گوسفندها با آردمن بوده و بیش از آن که آردمن را یک فرد هنرمند با طرح‌های ابتکاری وی بنامیم و بدانیم، منظور از این واژه بریتانیایی‌هایی است که سالهاست هنر کارتون سازی متفاوتی را از طریق ساختن مجسمه‌های گلی موجودات کارتونی و سپس به حرکت در آوردن آنها با سیستم پرطرفدار موسوم به استاپ موشن باب کرده‌اند و همان سیستم در «شون گوسفنده» هم به اجرا در آمده است.

 

با روشی پیشرفته‌تر

این روش و به کارگیری موجودات ساخته شده از گل و تبدیل آنها به موجودات کارتونی 9 سال پیش در فیلم معروف «flushed Away» به اجرا در آمد اما فیلم فعلی طبعاً به سبب گذشت زمان پیشرفته‌تر و این کار در آن به شکلی روان‌تر و بهتر انجام شده است. البته مشابه این روش در فیلم «Chicken Run» در سال 2000 و «والاس و گرومیت» (2005) که پیشتر هم از آن یاد شده و به جایزه اسکار هم رسید، اجرا و امتحان شده بود. ساخت فیلم «آرتور کریسمس» در سال 2011 که یک کارتون کامپیوتری بهتر بود، آردمن و بهتر بگوییم سازندگان این کارتون‌های گلی را در زمینه ساخت این گونه آثار هنری به باورهای تازه‌ای رساند و از آن پس فیلم‌هایی از این قماش، سرگرم کننده و بهتر شد و حالا به نقطه کنونی در این فرآیند رسیده‌ایم. آنجا که کاراکترهای گلی دیگر غیرعادی بنظر نمی‌رسند.

کشاورز ناپدید شده

چهره‌های اکثر حیوانات و به ویژه گوسفندها در فیلم «شون گوسفنده» گویای اکثر نکات در این فیلم است و همین چهره‌ها با بیننده‌ها حرف می‌زنند. شون سرکرده یک گله گوسفند و بهتر بگوییم شاخص‌ترین موجود در میان 8 گوسفند قابل مشاهده در فیلم است. در این جمع می‌توان به «بچه تیمی» و ایو شرلی اشاره کرد و مالک همه آنها مردی تقریباً مو ریخته و عینکی است که او را فقط با نام کشاورز صدا می‌زنند. کشاورز از دیدن برخی رویکردهای انسانی در گوسفندهای تحت اختیارش متعجب نمی‌شود زیرا مدتها با آنها زیسته است و می‌داند که برخی رفتارهای آنان شبیه به انسان‌ها است. بعضی گوسفندها حتی طوری روی دو پای خود می‌ایستند که فقط از انسان‌ها مشابه آن بر می‌خیزد و یکی از بارزترین آنها شون گوسفنده است که قرار است آرتیست اول این فیلم باشد! دیگر کاراکتر جالب در این جمع، سگ گله‌ای است که قیافه و رفتارهایش شبیه به مربی دو و میدانی‌ای است که شون و سایر گوسفندان برای طی کردن درست مسیرهای حرکت خود به وی نیاز دارند.

اخلال در حافظه

روزی کشاورز که حامی اصلی گوسفندان بوده است، ناپدید می‌شود و گوسفندها در بی‌نظمی حاصله به داخل شهری که بنظر می‌رسد همان لندن باشد، می‌ریزند و پیشاپیش آنها شون دیده می‌شود. گوسفندها قادر به تغذیه خود طبق روندهای عادی نیستند و دیگر کشاورز هم بالای سرشان نیست تا به آنها کمک برساند. کشاورز برای آنها چهره‌ای راهنما و حتی مثل یک پدر بوده است و وقتی بعد از مدتی جستجو یافت می‌شود، مشخص می‌گردد که دچار بیماری اخلال در حافظه شده ودر بیمارستانی بستری و آنجا تحت مداوا است.

این فیلم یک کاراکتر منفی هم دارد که مامور از بین بردن چهارپایان دچار بیماری‌های شدید مسری است اما صرفنظر از تقابل کاراکتر او با کشاورز، این فیلم در نهایت داستان گوسفندانی است که می‌خواهند هویت خود را به اثبات برسانند و در این راه از موانع بلند بگذرند و البته می‌گذرند!

مشخصات فیلم

عنوان: «شون گوسفنده»  - محصول: آمریکا و بریتانیا، اگوست 2015

سناریست‌ها و کارگردانان: ریچارد استارزاک و مارک برتون

ژانر: انیمیشن، کمدی، ماجرایی طول مدت: 85 دقیقه

صدا پیشه‌ها: جاستین فله چر، جان بی اسپارکز، ریچارد وبر، کیت هاربور، تیم مندز و سایمون گرینال. منبع: Daily Mail