شد خزان ... و

وبلاگ هفته نامه
Typography
"شد خزان"...و مرضیه به جهانی دیگر "رفت که رفت". او را دوست داشته باشیم یا نه، صدایش را شنیده ایم، بارها. به گذر و گلگشت در کوهی، دشتی، جایی که با "بوی‌ جوی مولیان" می‌‌داد، در جمع دوستان "اگر مست می‌‌شدیم" از "شب مهتاب"، در سفرهای طولانی که گاه "دل‌ رسوا" میشد و "اشک هویدا"، در اوقات تنهایی که با "گذشتن تنها" از "کوی دوست" فکر میکردیم.
 
او خواننده حد اقل دو نسل بود. دو نسل که به هر بهانه او را می‌‌شناختند؛ یا به سادگی صدایش را از رادیو و رسانه های گروهی شنیده بودند، یا با ضبط و خطر با او آشنا شده بودند. ورود مرضیه به جهان سیاست، هیچ یک از دو نسل را بی‌ تفاوت نگذشت. کم نبودند ایرانیانی که مرضیه را با بهانه ورود به حزب سیاسی که موجه نمیدانستند، به کناری گذاشتند. شاید کسانی‌ نیز با دلیل ورود او با مبارزات سیاسی بیش از پیش با او علاقمند شدند ولی‌ میتوان با این موضوع با دیده شک نگریست چرا که تفرق اندیشه در جامعه ایرانی‌ بسیار شدید است و با دلیل کم طاقتی، تحمل نظر دیگری بسیار نامحتمل.
مرضیه بهانه ایست برای پرسیدن این سوال که آیا هنرمند میتواند و باید به عرصه سیاست وارد شوند یا نه؟ آیا عرصه هنر، عرصه مقدسی است که نباید هنرمندان که آنان نیز با نوعی با تقدس دست یافتند، دامن اهورایی خود را به خاک پلید سیاست آلوده سازند؟ اگر جواب مثبت باشد، در این صورت باید پرسید؛ آیا میتوان هنرمند را بدون جهت گیری سیاسی از جامعه خود باز شناخت؟ آیا "هنرمند بودن" او را از دغدغه جهان پیرامونش آسوده می‌کند؟
جواب این سوال هر چه باشد، یک حقیقت را نمی‌توان انکار کرد؛ آثار خوب و جاودانه، صرف نظر از زمان و مکان حتی جهت گیریهای بجا و نابجای موثر آن، زنده خواهد ماند. در گذشت بانوی تصنیفهای به یاد ماندنی، بر آنان که بخش مهمی‌ از زندگی‌ خود را با صدای او دوباره خواندند، تسلیت باد.
سردبیر

 

برای عضویت در خبرنامه هفته نامه پرشین؛ نشانی پست الکترونیکی خود را در فرم زیر وارد نمایید. پس از آن به صورت خودکار ایمیلی به نشانی شما ارسال میشود، برای تکمیل عضویت خود و تایید صحت نشانی پست الکترونیک وارد شده، می بایست بر روی لینکی که در این ایمیل برایتان ارسال شده کلیک نمایید. پس از آن پیامی مبنی بر تکمیل عضویت شما در خبرنامه هفته نامه پرشین نمایش داده میشود.