به دنبال تشخیص ضعفها و نقصها باشیم

وبلاگ هفته نامه
Typography

کتاب گینس که در ایران به کتاب «ترینها» معروف است، از سالها پیش به گردآوری وقایع منحصر به فرد دنیا پرداخته است. متأسفانه در این کتاب التفات درخوری به ایرانیها نشده حال آنکه شایسته است فصل مجزایی از این کتاب به ایران اختصاص داده شود چرا ایران تا کنون ترینهای بسیاری بدست آورده است و همیشه ترینهای بیشتری هم در دست تحصیل دارد. برای نمونه سالها پیش زمانی که پکن آلوده ترین شهر دنیا بود تهران را چهارمین شهرآلوده دنیا برشمردند.

از آن پس هر سه شهری که بالاتر از ایران قرار داشتند در صدد پالودن محیط زیست برآمدند و در نتیجه رتبه اولی شهرهای آلوده برای همیشه به تهران تعلق گرفت. آمار طلاق در ایران نیز رتبه چهارم را در جهان داشت که طی سالهای گذشته موفق شدیم رکوردمان را بهبود ببخشیم و نهایت در جایگاه اول بایستیم.

اکنون پاسپورت و پول رایج ایرانی هم با روند چشمگیری به سوی بی ارزشترین بودن در دنیا پیش می رود اما به تازگی رتبه بالاترین فرار مغزها را بدست آورده ایم که زیاد دور از انتظار هم نبود. این در حالی است که رهبر انقلاب در حدود ده سال قبل در نشستی با نخبگان کشور، پیش بینی کردند که ایران ظرف پنجاه سال آینده از تمام کشورهای صنعتی جهان سبقت می گیرد و پیشتاز علم و فن آوری در دنیا خواهد بود. این البته از هوش و استعداد ایرانی هیچ بعید نیست ضمن اینکه کشورهای ابرقدرت جهان مثل آمریکا نه فقط به پشتوانه مغزهای داخلی خود بلکه در واقع با جذب اندیشمندان دنیا توانسته اند به این درجه از قدرت و فن آوری برسند. در حالی که با سیاستهای کنونی دولت، گذشته از جذب مغزهای خارجی، حتی بعید به نظر می رسد که مغزهای پا به فرار داخلی تا چهل سال دیگر هم به کشور بازگردند!

طبیعی است که این مهاجرتهای حقیقتاً فرارگونه مشکلات ریز و درشت بسیاری به همراه دارد که گاه حتی مانع از آن می شود که این نخبگان بتوانند از توانمندیهایشان استفاده بهینه ای بکنند. راهکارهای بسیاری هم وجود دارد که می تواند از این مهاجرت ها جلوگیری کند و حتی مهاجرت نخبگان دیگر کشورها را بسوی کشورمان سبب شود.

شاید همیشه فقط چوب انتقاد را بلند کردن و برسر دولت و حکومت کوبیدن منصفانه نباشد؛ شاید منصفانه این است که همه به دنبال راه چاره باشیم، به دنبال تشخیص ضعف و نقصها باشیم و برای رفع آنها چاره اندیشی کنیم و پیشنهاد ارائه دهیم؛ کاری که در همه کشورها، احزاب، ارگانها، نهادها، رسانه ها و همه مردم درجای خود برای کمک به دولتشان انجام می دهند ولی آیا دولت ایران مجال و فرصتی برای کسی باقی می گذارد تا کاری صورت دهد؟ آیا دولتمردان ایران در آن درجه از بیش و ذکاوت هستند که در هر برهه، همه چیز را فدای یک هدف سیاسی خاص نکنند؟ اصلاً وقتی بنیانگذار جمهوری اسلامی در خصوص فرار مغزها با بی اعتنایی توام با خشم می گوید:«می روند که بروند، به جهنم که می روند» دیگر جایی برای صحبت بیشتر می ماند؟

برای عضویت در خبرنامه هفته نامه پرشین؛ نشانی پست الکترونیکی خود را در فرم زیر وارد نمایید. پس از آن به صورت خودکار ایمیلی به نشانی شما ارسال میشود، برای تکمیل عضویت خود و تایید صحت نشانی پست الکترونیک وارد شده، می بایست بر روی لینکی که در این ایمیل برایتان ارسال شده کلیک نمایید. پس از آن پیامی مبنی بر تکمیل عضویت شما در خبرنامه هفته نامه پرشین نمایش داده میشود.