درد، یک اعتراض است؛

وبلاگ هفته نامه
Typography

درد، یک اعتراض است؛ وقتی در ساختار بدن خللی ایجاد می شود، بدن درد می کند یعنی اعتراض می کند. اعتراضهای مردم در بدنه جامعه هم نشانه کژیهاست. بگذریم از اینکه مدیران بسته به طرز تفکر مدیریتشان چه برخوردی ممکن است با اعتراضها داشته باشند اما شیوه بیان اعتراض خود نکته مهمی است. اعتراض اگر درست، بجا و شفاف بیان نشود ممکن است همیشه مثل یک درد مزمن باقی بماند و کلیت سیستم را آهسته و آرام به نابودی بکشاند. در این صورت است که نمی توان فقط مدیران را مقصر دانست. کسی که کمبودی یا اشتباهی را می بیند ولی اعتراض نمی کند هم می تواند در زوال یک نظام به اندازه یک مدیر مقصر باشد.

 روزنامه می تواند یک وسیله انتقادی برای مردمی که دردی را لمس می کنند باشد. این مجرا خود ساختاری است که نیاز به انتقاد دارد تا خودش را اصلاح کند. اگرچه هیچ چیزی هرگز ایده آل نمی تواند باشد، ولی وقتی هیچ انتقاد و اعتراضی به نحوه کار و فعالیت یک روزنامه نمی شود، شاید دست اندر کاران آن بتوانند خود را متقاعد کنند که نقصی در کارشان نیست. در آن صورت به این نتیجه می رسیم این رسانه بهترین شرایط را برای بازتاب اعتراضات و انتقادات مردم مهیا کرده است؛ اما وقتی هیچکس هم انتقادات و اعتراضات خود را در آن بازتاب نمی دهد آیا می توان دلخوش کرد که جامعه هم بی عیب و نقص است؟ پس مشکل کجاست؟

از سوی دیگر در راه صعب و پر پیچ و خم انتشار یک مطبوعه مستقل و مردمی که به «ریه های جامعه» تعبیر می شود، شاید مهمترین دغدغه اصحاب مطبوعات همان حفظ استقلال باشد. چون یک نشریه اگر حقیقتاً بدور از اعمال زور اصحاب قدرت باشد می تواند زبان بیان عقاید، خواستهای مردم، ضامن بقای دموکراسی و مانعی در برابر ظهور استبداد و دیکتاتوری شود. در شرایط حاضر که مطبوعات داخلی کشور تحت فشار شدید سانسور قرار دارند، وظیفه «صدای مردم» بودن بر شانه های نشریات ایرانی خارج از کشور سنگینی می کند. این سنگینی با وجود مشکلات مالی فشار مضاعفی بر روزنامه نگاران وارد می کند و به قول انگلیسیها کسی که پول نوازنده را می پردازد درخواست آهنگ را هم خود می دهد.

از این روست که برای حفظ سلامت این نشریه با وسواس بسیار از پذیرش پیشنهاد کمکهای مالی وسوسه انگیز از جانب اشخاص مختلف حقوقی و حقیقی سر باز زده و همچنان با اکتفا کردن به آب باریکه حاصل از فروش تبلیغات به ریاضت خود ادامه می دهیم. مسلماً این ضعف مالی با سختیهایی که بوجود آورده موجب کم و کاستیهای بسیاری در نشریه نیز شده است. اما در کمال تعجب از گوشه و کنار نیز می شنویم که می گویند اشکال نشریه پرشین آن است که معلوم نیست به کجا وابسته است! ظاهراً حکایت ما هم شده مصداق قصه آن مردی که وارد دهکده ای شد و دید تمام اهالی خودشان را می خارانند و چون او خودش را نمی خاراند متهم به بیمار بودن شد. این هفته با طرح این مسئله در دفتر نشریه به بچه های دست اندر کار پیشنهاد دادم حالا اگر مردم چنان به نشریات وابسته خو گرفته اند و از یک نشریه مستقل استقبال نمی کنند، کاش استقلال پرشین را به مزایده می گذاشتیم؛ هرکس مبلغ بیشتری پیشنهاد داد برایش قلم می زدیم بلکه به این طریق مشکل خود و مردم را یکجا حل می کردیم!

سردبیر

برای عضویت در خبرنامه هفته نامه پرشین؛ نشانی پست الکترونیکی خود را در فرم زیر وارد نمایید. پس از آن به صورت خودکار ایمیلی به نشانی شما ارسال میشود، برای تکمیل عضویت خود و تایید صحت نشانی پست الکترونیک وارد شده، می بایست بر روی لینکی که در این ایمیل برایتان ارسال شده کلیک نمایید. پس از آن پیامی مبنی بر تکمیل عضویت شما در خبرنامه هفته نامه پرشین نمایش داده میشود.